1 به شهری کش از بس هوا بود سرد ز سردی کس آنجا زراعت نکرد
2 ترب کاشت مردی و آمد ببار از آن دسته ای برد زی شهریار
3 بهر برگ و هر بیخ قاآن راد یکی بالش زر بدان پیر داد
4 ز دهقان بری گشت رنج و کرب شد از حاصل آن ترب در طرب
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مرا وزارت عدلیه از نخستین بار ندید قابل شفقت نخواند لایق کار
2 چرا که فاقد هر شرط و جامع هر خلف بدم که آدمیم من نه گرگ آدم خوار
1 بسی جستم نشان از اسم اعظم که بد نقش نگین خاتم جم
2 همه اقطار عالم سیر کردم مگر جویم نشان زان نقش خاتم
1 شاد باش ای مجلس ملی که بینم عنقریب از تو آید درد ملت را درین دوران طبیب
2 شاد باش ای مجلس ملی که از تو چیره گشت دست مسجد بر کلیسا نور فرقان بر صلیب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به