1 از چشم تو صد زخم درشتست مرا چون زلف توزان خمیده پشتست مرا
2 چشمت را گو نهفته دار آن سرخی تا کس بنداندی که کشتست مرا
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای کلک نقشبند تو آرایش جهان وی لفظ دلگشای تو آسایش جنان
2 ای نکته بدیع تو خوشتر ز آرزو وی گفته رفیع تو بر تر ز آسمان
1 درین مقرنس زنگار خورده دود اندود مرا بکام بداندیش چند باید بود
2 بآه ازاین قفس آبگون برارم گرد باشک از ین کره آتشین برارم دود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به