1 عاقل ز حسود خود حذر خواهد کرد کو ازره چشم بد نظر خواهد کرد
2 از رشک حسود زهر چشمی خیزد وین زهر نظر در او اثر خواهد کرد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 کجا با آن طبیب جان حریفان حال من گویند که گر باشد مجال او حدیث خویشتن گویند
2 نسوزد دل بدرد کس مگر اورا که دردی هست مرا جان سوزد از جایی سخن از کوهکن گویند
1 سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا چون کنم چون این نوشت ایزد به پیشانی مرا
2 تا کی این دزدیده دیدن پرده بردارم زپیش از تو حال خود چه پوشم زانکه میدانی مرا
1 نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم دلم دست بخواهد شدن چه چاره کنم
2 ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به