1 شاهین تیز پنجه زرین پرم پرید خواب از درون دیده و هوش از سرم پرید
2 در جنگ اژدها نپریدی کک نرم اینک ز بانک مرغ خروس نرم پرید
3 چون کودکی که گفت به همسایه کای عمو از آشیان به بام شما کفترم پرید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 باغ پیروز و چمن پدرام است یار در مجلس و می در جام است
2 فال فرخنده و گیتی بمراد بخت بیدار و جهان بر کام است
1 جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد لیک بر تخت همایون شه نو چون ببارد
2 در عزای شاه ماضی کایزد از وی باد راضی نی عجب گر سیل خون از دیده گردون ببارد
1 با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها با کودکان چه گویم ازین گاهوارهها
2 گهوارههای زرین بینی بر آسمان همچون زمین غنوده در آن شیرخوارهها
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به