1 درد اگر داری دوا از خود بجو هر چه می جوئی چو ما از خود بجو
2 تشنه گردی سو به سو جویای آب غرق آبی آب را از خود بجو
3 رو فنا شو تا بقا یابی ز خود چون شدی فانی بقا از خود بجو
4 از خودی تا چند گوئی با خودآ خود رها کن رو خدا از خود بجو
5 گنج در کنج دل ویران ماست گنج اگرخواهی در آ از خود بجو
6 صورت و معنی و جام و می توئی حاصل هر دو سرا از خود بجو
7 نعمت اللهی و نامت زید و بکر نعمت الله را بیا از خود بجو
دیدگاهها **