1 دلدار ظریف است و گناهنش اینست زیبا و لطیف است و گناهش اینست
2 آخر بچه عیب میگریزند از او از عیب عفیف است و گناهش اینست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گفتم که بیا بچشم من درنگریست من نیز به حال گفتمش کاین دغلیست
2 گفتا که چه میرمی و اینت با کیست تو مردهٔ اینی همه ناموس تو چیست
1 گهی در گیرم و گه بام گیرم چو بینم روی تو آرام گیرم
2 زبون خاص و عامم در فراقت بیا تا ترک خاص و عام گیرم
1 گر شرم همی از آن و این باید داشت پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
2 ور آینهوار نیک و بد بنمائی چون آینه روی آهنین باید داشت
1 در هر فلکی مردمکی میبینم هر مردمکش را فلکی میبینم
2 ای احول اگر یکی دو میبینی تو بر عکس تو من دو را یکی میبینم
1 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
2 در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
1 بوقلمون چند از انکار تو در کف ما چند خلد خار تو
2 یار تو از سر فلک واقف است پس چه بود پیش وی اسرار تو
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به