1 گوهر دُر یتیم از ما بجو آنچنان گوهر در این دریا بجو
2 در وجود خویشتن سیری بکن حضرت یکتای بی همتا بجو
3 دست بگشا دامن خود را بگیر هر چه می خواهی ز خود جانا بجو
4 در دل ما نقد گنج او طلب از چنین گنجی بیا آن را بجو
5 عاشق و معشوق ما هر دو یکیست صورت و معنی آن یکتا بجو
6 گر بهشت جاودان خواهی بیا خلوت میخانهٔ ما را بجو
7 شرح اسما عارفانه خوش بخوان یک مسمی در همه اسما بجو
8 در خرابات مغان مست و خراب رو قدم نه کام دل آنجا بجو
9 نور او در دیدهٔ بینا ببین نعمت الله در همه اشیا بجو
دیدگاهها **