1 روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند دیوانگی کنم که دیو آن نکند
2 حکم مژه تو آن کند با دل من کز نوک قلم خواجهٔ دیوان نکند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای ساقی باده معانی درده تو شراب ارغوانی
2 زان باده پیر تلخ پاسخ بفزای حلاوت جوانی
1 گر من میرم مرا بیارید شما مرده بنگار من سپارید شما
2 گر بوسه دهد بر لب پوسیدهٔ من گر زنده شوم عجب مدارید شما
1 نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم منم فرزند عشق جان ولی پیش از پدر باشم
2 اگر چه روغن بادام از بادام می زاید همیگوید که جان داند که من بیش از شجر باشم
1 بوقلمون چند از انکار تو در کف ما چند خلد خار تو
2 یار تو از سر فلک واقف است پس چه بود پیش وی اسرار تو
1 در هر فلکی مردمکی میبینم هر مردمکش را فلکی میبینم
2 ای احول اگر یکی دو میبینی تو بر عکس تو من دو را یکی میبینم
1 هله هش دار که در شهر دو سه طرارند که به تدبیر کلاه از سر مه بردارند
2 دو سه رندند که هشیاردل و سرمستند که فلک را به یکی عربده در چرخ آرند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به