1 آینه بردار تا ببینی در او جان و جانان خوش نشسته روبرو
2 جز یکی در جمله عالم هست نیست این دوئی پیدا شده از ما و تو
3 آب چشم ما به هر سو شد روان آبرو جوئی بیا از ما بجو
4 خم میخانه به یک دم درکشم خود چه باشد پیش ما جام و سبو
5 تا میانش در کنار آورده ایم مو نمی گنجد میان ما و او
6 در دو عالم جز یکی دیدیم نه چشم احول آن یکی بیند به دو
7 نعمت الله مست و در کوی مغان در پی ساقی روان شد سو به سو
دیدگاهها **