1 آفتابی تافته بر آینه می نماید روی او هر آینه
2 روشنست آئینهٔ گیتی نما حسن او پیدا شده در آینه
3 عشق در دورست از آن دوران او دائماً باشد مدور آینه
4 آینه چون می نماید حسن او مظهر ما او و مظهر آینه
5 دلبر سید بود آئینه ای خود که دیده عین دلبر آینه
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 قدرت کردگار میبینم حالت روزگار میبینم
2 حکم امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار میبینم
1 موج و بحر و حباب ای دانا گر طلب میکنی بجو از ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به