1 گه گشاید حجاب و گه بندد شاهد پشت پرده را ماند
2 جلوه ها می کند ز پرده حسن بار هر هفت کرده را ماند
3 می گریزد ز دست تیر زنان آهوی تیر خورده را ماند
4 خرقه دارد همیشه اندر سر صوفی سر سپرده را ماند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 باغ پیروز و چمن پدرام است یار در مجلس و می در جام است
2 فال فرخنده و گیتی بمراد بخت بیدار و جهان بر کام است
1 با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها با کودکان چه گویم ازین گاهوارهها
2 گهوارههای زرین بینی بر آسمان همچون زمین غنوده در آن شیرخوارهها
1 جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد لیک بر تخت همایون شه نو چون ببارد
2 در عزای شاه ماضی کایزد از وی باد راضی نی عجب گر سیل خون از دیده گردون ببارد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به