1 شها ز روی تفکر درآ در این ایوان بخوان حدیث انوشیروان و شادروان
2 چنان بکوش در آیین داد تا گویند به روزگار تو خلق جهان ز پیر و جوان
3 بدور احمد نوشیروان همی نازد چنانکه احمد مرسل بدور نوشروان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها با کودکان چه گویم ازین گاهوارهها
2 گهوارههای زرین بینی بر آسمان همچون زمین غنوده در آن شیرخوارهها
1 جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد لیک بر تخت همایون شه نو چون ببارد
2 در عزای شاه ماضی کایزد از وی باد راضی نی عجب گر سیل خون از دیده گردون ببارد
1 باغ پیروز و چمن پدرام است یار در مجلس و می در جام است
2 فال فرخنده و گیتی بمراد بخت بیدار و جهان بر کام است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به