1 شاد زی ای شهریار قدر دان کز فضل تو گشت بازار معارف گرم و پشت دین قوی
2 قطب عالم باش و خورشید جهان اندر زمین همچو خط استوا آیین ملکت مستوی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ماه رمضان روی نهان کرد اگر چند دلهای کسان را همه اندر تعب افکند
2 چندانکه بد از روزه دل مردم غمگین شد ز آمدن عید درونها همه خرسند
1 گویند فریدون چو شدش کار جهان راست آهنگ طرب کرد و بکف ساغر می خواست
2 با ناز بکاخ آمد و بر تخت فراشد با کبر در ایوان شد و بر مسند بنشاست
1 شامگهی کز افق گشت نهان آفتاب پرده زرین گرفت مهر زنیلی قباب
2 از علم لاجورد پرچم زرین گسست خیمه و خرگاه شب بست به مشکین طناب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به