1 نایب السلطنه آن کز سیرتش صدق فرسوده ادب نالیده
2 هوش اصحاب هنر فرسوده گوش ارباب خرد مالیده
3 آتشی نی که نیفروخت به دهر فتنه ای نیست که نکالیده
4 خارخار پلتیکش چون سرو در چمنزار جهان بالیده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شامگهی کز افق گشت نهان آفتاب پرده زرین گرفت مهر زنیلی قباب
2 از علم لاجورد پرچم زرین گسست خیمه و خرگاه شب بست به مشکین طناب
1 ماه رمضان روی نهان کرد اگر چند دلهای کسان را همه اندر تعب افکند
2 چندانکه بد از روزه دل مردم غمگین شد ز آمدن عید درونها همه خرسند
1 گویند فریدون چو شدش کار جهان راست آهنگ طرب کرد و بکف ساغر می خواست
2 با ناز بکاخ آمد و بر تخت فراشد با کبر در ایوان شد و بر مسند بنشاست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به