1 برادر پدر ما اگر ز دنیا رفت زسوگ او همه دلخسته و پریشانیم
2 بر این بزرگ پدر کردگار غم ندهاد که ما شریک غم آن وجود ذیشانیم
3 چو اوست حجة الاسلام و ما مسلمانان بزیر سایه او از خجسته کیشانیم
4 بنص آیت المؤمنون اخوه تمام برادریم و ز جان غمگسار ایشانیم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 فضا و ساحت عدلیه یارب از چپ و راست تهی ز مردم دیندار و دین پرست چراست
2 بنای کژ نشود راست گفته اند ولیک بدست کژ منشان این بنای کژ شده راست
1 دوش خواندم در کتابی کز در اندرز و پند گفت با منصور عباسی حکیمی ارجمند
2 ای که خوانی خویش را قائم مقام مصطفی گر خلیفه احمدی از کار احمد گیر پند
1 مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد نایب السلطنه با داد خدا داد آمد
2 بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به