1 جور تو گر عنان بجنباند آسمان در رکاب او راند
2 بلب آمد هزار جان وقت است که قبولت بسی بجنباند
3 گفتی آن وعده یاد میداری هم بر آنم خدای میداند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چون بر آهیخت سرور اجرام از سر چرمه غروب لکام
2 گشت بر عرصه اقامت سست سپه روز را طناب خیام
1 گر، خاتم مردمی نگین دارد حقا، که ز دست نجم دین دارد
2 رستم جگری که بر در همت رخش فلکی بزیر زین دارد
1 تا نفس عیسوی زاد نسیم از دهان مرده ی یکساله شاخ یافت دگر ره روان
2 قطره چو پیگان گری است، بر زره آبگیر غنچه چو زوبین زده است بر سپر گلستان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به