1 در این داستان ژرف بنگر کنون چو برخواند از پیش تو رهنمون
2 ببین تا به گیتی چه کرده ست کوش سر مرزبانان فولادپوش
3 دو چشم آسمانگون و چهره چو خون به بالا و پیکر ز پیلی فزون
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بدو گفت کای مایه ی سنگ و هوش تو هیچ آگهی داری از کار کوش؟
2 که من چون همی آمدم با سپاه به ره بر یکی سنگ دیدم سیاه
1 سرِ داد پیغمبر پاکدین اگر خواستی گنج روی زمین
2 بر او آشکارا شدی بی گمان بر او زر بباریدی از آسمان
1 برادرش را، کوش،در پیش خواند وز این داستان چند با او براند
2 بدو گفت تا آن گهی کآفتاب ببینی که برخیزد از روی آب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به