1 نور چشم است و مردم دیده در نظر دائماً نشانندش
2 روح محض است از سرش تا پا یک به یک بوسه واستانندش
3 نقش غیری خیال اگر بندم آب چشمم ز دیده رانندش
4 عاشقانی که سیدم بینند در تحیر که تا چه خوانندش
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نعمت الله ماست پیر ولی یادگار محمد است و علی
2 نعمت الله هست و خواهد بود نعمت لایزال لم یزلی
1 رندیکه حریف ماست مائیم جز ما دگری کجاست مائیم
2 جامیم و شراب و درد صافیم دردی که هم او دواست مائیم
1 همت از درویش صاحب دل طلب خدمت درویش کن حاصل طلب
2 درد هجران از دل درویش جو راحت ار می جویی از واصل طلب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به