1 جان عاشق نجوید الا هو دل عاشق نپوید الا هو
2 غنچهٔ شاخ گلشن لاهوت هیچ بلبل نبوید الا هو
3 منی ما به آب رحمت خویش هیچ راحِم نشوید الا هو
4 من کیم تا زبان من گوید سخن از من نگوید الا هو
5 مست عاشق نخواهد الا دوست نعمت الله نگوید الا هو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد
2 گر مومنی و صادق با ما شوی موافق کوری هر منافق صلوات بر محمد
1 در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده این چنین شادی خوش بی عیب از غیب آمده
2 در گلستان غنچهٔ گل در هوای روی او پیرهن بدریده و بی دامن و جَیب آمده
1 رندان باده نوش که با جام همدند واقف ز سِر عالم و از حال آدمند
2 حقند اگر چه خلق نمایند خلق را بحرند اگر چه در نظر ما چو شبنمند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به