1 منم آن رند عاشق مطلق که انا الحق همی زنم بر حق
2 زورق اندر محیط نیست عجب عجبست این محیط در زورق
3 لیس فی الدار غیره دیار اوست معشوق عاشق مطلق
4 دیده از غیر حق فرو بستیم تا گشودیم رمز این مغلق
5 ظاهر و باطن تو ای سید ظاهرت خلق گیر و باطن حق
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات پیغمبر
2 دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن دهان پر شهد و شکر کن بگو صلوات پیغمبر
1 رند مستی که گرد ما گردد گر گدائیست پادشا گردد
2 هرکه با جام می بود همدم کی ز همدم دمی جدا گردد
1 روشن است از نور رویش دیدهٔ بینای ما خلوت میخانهٔ عشق است دایم جای ما
2 آفتابی در ازل خوش سایه ای برما فکند تا ابد روشن بُود این روی مه سیمای ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به