1 پروانه تر از شمع روشن طلبد موسی ز چراغ نخل ایمن طلبد
2 نقد تو برون ز گنج دل نیست ولی از دل طلبم من و دل از من طلبد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تن عاشق همای لامکان است تو پنداری ک مشتی استخوان است
2 از آن هر موی ما ماری است بر تن که با هر موی ما گنجی نهان است
1 ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست قیامت است که در روزگار ما برخاست
2 اگر صفا طلبی کام دل مجوی که یار چو در کنار نشست از میان صفا برخاست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به