-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد عجب گر با چنین خوبی خدا اسباب او سازد
2 برآنم بعد از این کز رو برانم اشک را هر دم وگرنه زود باشد کاو مرا بی آبرو سازد
3 هنوزم دست بر سر باشد از ذوقِ می لعلت اگر بعد از اجل دوران زخاک من سبو سازد
4 مرا وقتی رسد در حلقهٔ زلف تو پیچیدن که فکرِ آن میان از لاغری چون تار مو سازد
5 خیالی را مکن منع از حدیث آن لب شیرین که طوطی را تمنّای شکر بسیار گو سازد