🌟 نیت کن و فال حافظ بگیر 🌟
جلال الدین محمد مولوی(مولانا)

جلال الدین محمد مولوی(مولانا)

جلال الدین محمد مولوی(مولانا)
جلال الدین محمد مولوی(مولانا)

در از جلال الدین محمد مولوی(مولانا) غزل 2207

غزل 2207 ام از 6329 غزلیات

در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو

🌙 حالت شب
شماره بیت
اندازه متن
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28

1 در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو در کشوف مشکلاتش صاحب اعلام کو

2 آهوی عرشی که او خود عاشق نافه خود است التفات او به دانه طوف او بر دام کو

3 گر چه هر روزی به هجران همچو سالی می‌بود چونک از هجران گذشتی لیل یا ایام کو

4 جانور را زادنش از ماده و نر وز رحم در ولادت‌های روحانی بگو ارحام کو

5 ساقیا هشیار نتوان عشق را دریافتن بوی جامت بی‌قرارم کرد آخر جام کو

6 هست احرامت در این حج جامه هستیت را از سر سرت بکندن شرط این احرام کو

7 چونک هستی را فکندی روح اندر روح بین جوق جوق و جمله فرد آن جایگه اجرام کو

8 وین همه جان‌های تشنه بحر را چون یافتند محو گشتند اندر آن جا جز یکی علام کو

9 دور و نزدیک و ضیاع و شهر و اقلیم و سواد زین سوی بحر است از آن سو شهر یا اقلام کو

10 آنچ این تن می‌نویسد بی‌قلم نبود یقین آنک جان بر خود نویسد حاجت اقلام کو

11 هوش و عقل آدمیزادی ز سردی وی است چونک آن می گرم کردش عقل یا احلام کو

12 اندر آن بی‌هوشی آری هوش دیگر لون هست هوش بیداری کجا و رأیت احلام کو

13 مرغ تا اندر قفس باشد به حکم دیگری است چون قفس بشکست و شد بر وی از آن احکام کو

14 با حضور عقل آثام است بر نفس از گنه با حضور عقل عقل این نفس را آثام کو

15 در مساس تن به تن محتاج حمام است مرد در مساس روح‌ها خود حاجت حمام کو

16 گر شوی تو رام خود رامت شود جمله جهان گر تو رستم زاده‌ای این رخشت آخر رام کو

17 گر تو ترک پخته گویی خام مسکر باشدت پس تو را در جام سر آثار و بوی خام کو

18 چون بخوردی بی‌قدم بخرام در دریای غیب تو اگر مستی بیا مستانه‌ای بخرام کو

19 فرض لازم شد عبادت عشق را آخر بگو فرض و ندب و واجب و تعلیم و استلزام کو

20 عشقبازی‌های جان و آنگهی اکراه و زور عشق بربسته کجا و ای ولی اکرام کو

21 رنج بر رخسار عاشق راحت اندر جان او رنج خود آوازه ای آن جا به جز انعام کو

22 خدمتی از خوف خود انعام را باشد ولیک خدمتی از عشق را امثال کالانعام کو

23 یک قدم راه است گر توفیق باشد دستگیر پس حدیث راه دور و رفتن اعوام کو

24 لیک سایه آن صنم باید که بر تو اوفتد آن صنم کش مثل اندر جمله اصنام کو

25 آن خداوند به حق شمس الحق و دین کفو او در همه آبا و در اجداد و در اعمام کو

26 درخور در یتیمش کی شود آن هفت بحر گر نظیرش هست در ارواح یا اجسام کو

27 در رکاب اسپ عشقش از قبیل روحیان جز قباد و سنجر و کاووس یا بهرام کو

28 دیده را از خاک تبریز ارمغان آراد باد ز آنک جز آن خاک این خاکیش را آرام کو

جلال الدین محمد مولوی(مولانا) از شاعران بزرگ قرن 7 هجری می باشد و سبک شعری ایشان عراقی است.
اثر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو غزل 2207 ام از 6329 غزلیات در دیوان شمس جلال الدین محمد مولوی(مولانا) می باشد
شعر قالب : غزل سبک : عراقی
عکس نوشته
کامنت
سوالات متداول درباره شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو

شاعر شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو چه کسی است ؟

شاعر شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو جلال الدین محمد مولوی(مولانا) می باشد.

شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو در چه دوره‌ای سروده شده است؟

این شعر در قرن 7 سروده شده است.

قالب شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو چیست ؟

قالب شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو غزل است

سبک شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو چیست ؟

سبک شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو سبک عراقی است

مضمون اصلی شعر در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو چیست؟

این شعر در دسته‌بندی شعر فارسی, شعر کوتاه, عارفانه, عاشقانه, غمگین, مرگ, می‌نوشی قرار دارد و مضمون اصلی آن شعر فارسی, شعر کوتاه, عارفانه, عاشقانه, غمگین, مرگ, می‌نوشی است.
جلال الدین محمد مولوی(مولانا)

در از جلال الدین محمد مولوی(مولانا) غزل 2207

غزل 2207 ام از 6329 غزلیات
بنر