1 در زهد اگر موسی و هارون آئی وانگاه چو جبرئیل بیرون آئی
2 از صورت زهد خود چه مقصود ترا در سیرت اگر یزید و قارون آئی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا مینکند محرم جان محرم اسرار مرا
2 نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا
1 چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید مگر آن یار گل رخسار از آن گلزار میآید
2 شبی یا پرده عودی و یا مشک عبرسودی و یا یوسف بدین زودی از آن بازار میآید
1 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را لابه گری میکنمت راه تو زن قافله را
2 مست و خوش و شاد توام حامله داد توام حامله گر بار نهد جرم منه حامله را
1 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
2 در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
1 در هر فلکی مردمکی میبینم هر مردمکش را فلکی میبینم
2 ای احول اگر یکی دو میبینی تو بر عکس تو من دو را یکی میبینم
1 بوقلمون چند از انکار تو در کف ما چند خلد خار تو
2 یار تو از سر فلک واقف است پس چه بود پیش وی اسرار تو
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به