1 در خرابات گرد گردیدم ساقی رند سرخوشی دیدم
2 عاشقانه گرفتمش به کنار عارفانه لبش ببوسیدم
3 ذوق مستی و حال میخواران نازکانه از او بپرسیدم
4 گفت ناخورده می چه دانی چیست داد جامی و کل بنوشیدم
5 حال سید به ذوق دانستم ور همه نور او عیان دیدم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 رندیکه حریف ماست مائیم جز ما دگری کجاست مائیم
2 جامیم و شراب و درد صافیم دردی که هم او دواست مائیم
1 نعمت الله ماست پیر ولی یادگار محمد است و علی
2 نعمت الله هست و خواهد بود نعمت لایزال لم یزلی
1 همت از درویش صاحب دل طلب خدمت درویش کن حاصل طلب
2 درد هجران از دل درویش جو راحت ار می جویی از واصل طلب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به