1 تا دست بود در وفا خواهم زد تا پاست قدم درین بلا خواهم زد
2 من غرقه بحر عشقم و در تن من تا یک نفس است دست و پا خواهم زد
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 خوبان که فرق تاقدم از جان سرشته اند مردم کشند اگرچه بصورت فرشته اند
2 در کوی گلرخان پی خواری کشان عشق یک گل زمین نماند که خاری نکشته اند
1 خونم به جور تیغ تو در گردن خودست هر کس با تو دوست بود دشمن خودست
2 مستانه سرو ناز تو ره میرود مگر سرمست جلوه ای خرامیدن خودست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **