1 شنیده ام که ز کشک و کدو برانی را کنیز مطبخ « بوران » برای مامون پخت
2 هر آنکه زان پس آمخت و پخت بورانی ز دست پخته خالیگران وی آمخت
3 کنون سزد که برانی خوران ترانه کنند که شاد باد بمینو روان بوراندخت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شکست دستی کز خامه بس نگار آورد نگارها ز سر کلک زرنگار آورد
2 شکست دستی کاندر پرند روم و طراز هزار سحر مبین، هر دم آشکار آورد
1 ز بسکه از دل مردم همی برآید دود سیه شده است رخ مه بر آسمان کبود
2 ازین وزیر که شاه اختیار کرده نهاد اساس سلطنتش از فراز رو بفرود
1 ز آمدن فرودین و رفتن اسفند دلها خرم شد و روانها خرسند
2 گلها افروختند آتش زردشت مرغان آموختند ترجمه زند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به