1 شنیده ام که ز کشک و کدو برانی را کنیز مطبخ « بوران » برای مامون پخت
2 هر آنکه زان پس آمخت و پخت بورانی ز دست پخته خالیگران وی آمخت
3 کنون سزد که برانی خوران ترانه کنند که شاد باد بمینو روان بوراندخت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها با کودکان چه گویم ازین گاهوارهها
2 گهوارههای زرین بینی بر آسمان همچون زمین غنوده در آن شیرخوارهها
1 جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد لیک بر تخت همایون شه نو چون ببارد
2 در عزای شاه ماضی کایزد از وی باد راضی نی عجب گر سیل خون از دیده گردون ببارد
1 باغ پیروز و چمن پدرام است یار در مجلس و می در جام است
2 فال فرخنده و گیتی بمراد بخت بیدار و جهان بر کام است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به