-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 نکردم جز به زلف یار پیوند که نتوان کرد خود را بی رسن بند
2 چه شرین کرد طوطی کز سر شوق لبت را دید و بگذشت از سرقند
3 سگت را بی وفا گفتم عفاالله گناه از بنده و عفو از خداوند
4 مرو چون سیل اشک از دیده هر دم که خون کردی دلم را ای جگر بند
5 دل غمگین به بویی از تو خوشنود خیالی با خیالی از تو خرسند