1 تاریخ جلوس شه مظفر آن خسرو آفتاب تمکین
2 جستم ز خرد نکو سرائید لفظی خوش و گفته نوآیین
3 گفتا که دو سال دیگر ار تخت از شاه شهید داشت تزیین
4 تاریخ جلوس شاه نو بود نامش یعنی «مظفرالدین »
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 همتی ای ناخدا کرم کن و دریاب کشتی ما را که اوفتاده به گرداب
2 نه خبر از ساحل و نه راه به مقصد نه اثر از نور آفتاب وز مهتاب
1 مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد نایب السلطنه با داد خدا داد آمد
2 بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد
1 روز میلاد شهی راد و عظیم الشانست کایة الله علی دائرة الامکانست
2 کاشف وحی و گشاینده تاویل که خود سر تنزیل نبی ترجمه فرقانست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به