1 اسم او گنج است و عالم چون طلسم در طلسمش یافتم این گنج اسم
2 این طلسم و گنج باشد در ظهور در حقیقت عین گنج آمد طلسم
3 ساغر و می نزد سرمستان یکی است نام راحش روح و نام جام جسم
4 این معانی دارد و آن یک بیان نعمتاللّه جمع کرده هر دو قسم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات پیغمبر
2 دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن دهان پر شهد و شکر کن بگو صلوات پیغمبر
1 رند مستی که گرد ما گردد گر گدائیست پادشا گردد
2 هرکه با جام می بود همدم کی ز همدم دمی جدا گردد
1 روشن است از نور رویش دیدهٔ بینای ما خلوت میخانهٔ عشق است دایم جای ما
2 آفتابی در ازل خوش سایه ای برما فکند تا ابد روشن بُود این روی مه سیمای ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به