1 اسم او گنج است و عالم چون طلسم در طلسمش یافتم این گنج اسم
2 این طلسم و گنج باشد در ظهور در حقیقت عین گنج آمد طلسم
3 ساغر و می نزد سرمستان یکی است نام راحش روح و نام جام جسم
4 این معانی دارد و آن یک بیان نعمتاللّه جمع کرده هر دو قسم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 همت از درویش صاحب دل طلب خدمت درویش کن حاصل طلب
2 درد هجران از دل درویش جو راحت ار می جویی از واصل طلب
1 رندیکه حریف ماست مائیم جز ما دگری کجاست مائیم
2 جامیم و شراب و درد صافیم دردی که هم او دواست مائیم
1 نعمت الله ماست پیر ولی یادگار محمد است و علی
2 نعمت الله هست و خواهد بود نعمت لایزال لم یزلی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به