1 خوشباش که بر دوزخیان روز حساب از گیسوی خرد فرو هلد خواجه طناب
2 چون رشته نور آفتاب از سر مهر ذرات جهان برکشد از چاه عذاب
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند روشنی جهان شود خانه من سیه کند
2 گر چه بتان سنگدل رحم بگریه کم کنند چشمه اشک عاقبت در دل سنگ ره کند
1 ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست قیامت است که در روزگار ما برخاست
2 اگر صفا طلبی کام دل مجوی که یار چو در کنار نشست از میان صفا برخاست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به