1 ای خالق ذوالجلال وای بار خدای بیشم مدوان در بدر و جای بجای
2 یا خانه امید مرا در دربند یا قفل مهمات مرا در بگشای
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای عقل خنجر تو و ناوردگاه جان بیرون جهان سمند کمال از پل جهان
2 عنّین رکی است دهر، مده تاب در کمند تر دامنی است چرخ، منه تیر در کمان
1 دوش چو برد آفتاب دست به تیغ یمان کرد سحر ترکتاز بر سپه زنگیان
2 چرخ ربیعی لباس خواست که در سر کشد بافته بود آفتاب چادر زرد خزان
1 هرکه بر منهاج عزمی رای مقصد میکند عزم درگاه علاءالدین محمد میکند
2 آنکه در هیجا به مار مقرعه با خصم ملک کار رمح خطی و تیغ ممهد میکند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به