1 برو ای عقل بس محال مگو بگذر از دهر و از خیال مگو
2 سر آبی تو از سراب مپرس عین بحری سخن ز آل مگو
3 با حریفان مست مجلس ما جز حدیث می زلال مگو
4 سخن از دیده گو اگر گوئی خبر از حال گو ز قال مگو
5 از همه رو جمال سید بین دم مزن سِر ذوالجلال مگو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 قدرت کردگار میبینم حالت روزگار میبینم
2 حکم امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار میبینم
1 حق تعالی وجود انسانی به کمال و جمال خود پرورد
2 از چنان نطفهای که می دانی این چنین یوسفی پدید آورد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به