1 احزاب فتاده اند در خط جنون هر لحظه به رنگی شده چون بوقلمون
2 با اینکه ندانند برون را ز درون کل حزب بما لدیهم فرحون
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها با کودکان چه گویم ازین گاهوارهها
2 گهوارههای زرین بینی بر آسمان همچون زمین غنوده در آن شیرخوارهها
1 جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد لیک بر تخت همایون شه نو چون ببارد
2 در عزای شاه ماضی کایزد از وی باد راضی نی عجب گر سیل خون از دیده گردون ببارد
1 باغ پیروز و چمن پدرام است یار در مجلس و می در جام است
2 فال فرخنده و گیتی بمراد بخت بیدار و جهان بر کام است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به