1 بسکه بخشد کف تو دروگهر بحر شرمنده گشته و فاوا
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مردم چشمم چو مرکز پلک چون برهون شود مرکز و برهون ز عشقت هر شبی گلگون شود
1 ببزم وصال تو هر جرعه ای که دولت بنایم فرو می کند
2 چو خواهم که گیرم بکف، تخت بد دگر باره اندر سبو می کند
1 ای چنگ، سرافگنده چو هر ممتحنی در پای کشان زلف چو محبوب منی
2 گر حلق تراست خشک، پس در چه فنی؟ هم خشک زبانی تو و هم تر سخنی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به