1 کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد ترا نتیجه جز آه و حسرت افسوس
2 بود کتاب عروس ای پسر به حجله علم کسی به عاریه هرگز نداده است عروس
3 عروس خویش چو دادی به عاریت تا حشر به بام عار و ندامت همی نوازی کوس
1 خسرو شرق سوی غرب همیکرده سفر باختر گشته ز نو مطلع مهر خاور
2 ابر و باد ار نبود توسن فرخ پی شه از چه پیماید کوه و کند از بحرگذر
1 چو مرد گیرد بعد از رضا ره تسلیم مسلم است بر او خسروی هفت اقلیم
2 خلیل رحمن دیدی که از صنمخانه بسوی یزدان آمد همی بقلب سلیم
1 خدا رحمت کند مرحوم حاجی میرزاآقاسی را ببخشد جای آن بر خلق احزاب سیاسی را
2 ترقی اعتدالی انقلابی ارتجاعیون دومکراسی و رادیکال و عشقی اسکناسی را