1 چو باده خوری مزن به بیهوده نفس بسیار مگوی تا نگویند که بس
2 می چشم و دلت فضول دارد هشدار چشم و دل خود نگاهدار از همه کس
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند روشنی جهان شود خانه من سیه کند
2 گر چه بتان سنگدل رحم بگریه کم کنند چشمه اشک عاقبت در دل سنگ ره کند
1 تن عاشق همای لامکان است تو پنداری ک مشتی استخوان است
2 از آن هر موی ما ماری است بر تن که با هر موی ما گنجی نهان است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به