1 چو از کین ایرج بپردخت شاه به دریا فرود آمد او با سپاه
2 به قارن فرستاد منشور روم همه خاوران و همه مرز و بوم
3 دگر مرز توران به شاپور داد مر او را همه مهر و منشور داد
4 خود و سرکشان و نریمان بهم به ایران زمین رفت بی هیچ غم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ستاره چو گشت از هوا ناپدید سپیده ز سیماب لشکر کشید
2 خروش آمد از دیده ی کوهسار که شاها، سپه را تباه است کار
1 یکی نامور خواهم از انجمن که او را دهم جوشن و اسب من
2 زبان پارسی دارد و پهلوی ندارد سر تندی و بدخوی
1 دگر داستان پلاطُس به روم که خون مسیح از بنه داشت شوم
2 ز کردار او بازگویم نشان یکی قیصری بود بر سرکشان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به