1 آبرو جوئی بیا از ما بجو دل به دریا ده بیا دریا بجو
2 دو جهان بگذار تا یکتا شوی آنگهی یکتای بی همتا بجو
3 رند مستی گر همی خواهی بیا در خرابات مغان ما را بجو
4 دیده بگشا نور چشم ما نگر عین ما در دیدهٔ بینا بجو
5 ما به دست زلف او دادیم دل در سر ما مایهٔ سودا بجو
6 در عدم ما را حضوری بس خوش است گر حضوری بایدت آنجا بجو
7 هر چه می بینی از او دارد نصیب نعمت الله از همه اشیا بجو
دیدگاهها **