1 گرچه درد دل ما شرح و بیانی دارد خامشی نیز عجب تیغ زبانی دارد
2 روزی اهل کرم، تازه رسد روز بروز سفره دانست که دایم لب نانی دارد
3 مسلک عشق ندارد خطر گمشدگی همچو سختی ره ما سنگ نشانی دارد
4 عینک دورنما بایدش از قطع نظر در نظر هر که تماشای جهانی دارد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 در دیده تاب نیست دگر طفل اشک را یاد تو کرده شوخ مگر طفل اشک را
2 غافل نمیشود نفسی از مکیدنش پستان مادر است جگر طفل اشک را
1 قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما واشد سر و سامان هوسها، ز سر ما
2 در تن حرکت نیست، بجز گردش رنگم دیگر سفر هند حنا شد سفر ما
1 بر سر خاک دوستان، پا نه و دیده برگشا رو نفسی بخود فرو، یک نفس از خودی برآ
2 لوح مزار دوستان، پیش نظر نه و، ببین صورت حال خود ازین، آینه بدن نما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به