1 ای دل گشایشی ز در عاشقان بجو آسایشی ز صحبت صاحبدلان بجو
2 در یوزه ای ز همت مردان حق بکن بخشایشی ز خدمت این دوستان بجو
3 پروانه ای ز آتش عشقش بسوز دل آن لحظه آروزی دل و کام جان بجو
4 از خود در آ به خلوت جانانه رو خرام چون بی نشان شدی ز خود آن دم نشان بجو
5 گر طالب حقیقتی مطلوب نزد تو است دریاب و آرزوی دل طالبان بجو
6 ذرات کاینات ز خورشید روی او روشن شدند ذره به ذره عیان بجو
7 سید ازین میان و کنارش طلب مکن پرُتر شو از کنار و برون از میان بجو
دیدگاهها **