چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن؟ از مسعود سعد سلمان دیوان اشعار 23
1. چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن؟
کزین برفت نشاط و از آن برفت وسن
1. چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن؟
کزین برفت نشاط و از آن برفت وسن
1. چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان
جاه تو به زندگانیم کرد ضمان
1. دلم ز انده بیحد همی نیاساید
تنم ز رنج فراوان همی بفرساید
1. شه پندارد که ما خردمندانیم
یا قلعه گشایان و عدو بندانیم
مسعود سعد سلمان یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 5 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای مسعود سعد سلمان معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن مسعود و ملک ارسلان بن مسعود و بهرامشاه بن مسعود مشغول شد و تا زمان وفاتش در سال ۵۱۵ هجری قمری نزد ایشان تقرب داشت. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت دادهاند. حبسیههای وی معروف است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار مسعود سعد سلمان را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.