تو که خفته ای به راحت دل تو خبر ندارد از طبیب مفرد 6
1. تو که خفته ای به راحت دل تو خبر ندارد
که شب دراز هجران زقفا سحر ندارد
«دیوان اشعار» مجموعهای گردآوریشده از آثار طبیب اصفهانی است که شامل 6 فهرست («باب») است و در هر باب نکات حکایتی و موضوعی ارائه میکند.
1. تو که خفته ای به راحت دل تو خبر ندارد
که شب دراز هجران زقفا سحر ندارد
1. آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
گیرد بلندی شبهای کوتاه
1. مسلمانان مرا حال تباهی
بود از گردش چشم سیاهی
1. بی تو خود را بسکه از تاب و توان انداختم
بار هستی بود بر دوشم گران، انداختم