دلی کز غمش می به ساغر ندارد از اسیر غزل 479
1. دلی کز غمش می به ساغر ندارد
الهی که تا حشر سر بر ندارد
1. دلی کز غمش می به ساغر ندارد
الهی که تا حشر سر بر ندارد
1. کو جنون تا از می وارستگی ساغر زنم
خنده تر دامنی بر موجه کوثر زنم
1. سرنوشتم چون تمنا چین ابرویی بس است
بازگشتم چون تماشا با گل رویی بس است
1. همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
عشق بی طالع کم از اقبال عالمگیر نیست
اسیر شهرستانی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 11 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای اسیر شهرستانی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: میرزا جلالالدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسیسرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار اسیر شهرستانی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.