1 زجهرم فرخ زاد را خوانده اند ابر تخت شاهیش بنشانده اند
2 که او بود از تخم شاپور شاه به جهرم همی داشت آرامگاه
3 چو یک ماه بر شاهی او گذشت به دست یکی بنده اش کشته گشت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پس از کار سیروس در لیدیا تژاو گزین گشت فرمانروا
2 ازونتاس داماد شاه اردشیر به همراه بد با تژاو دلیر
1 یکی مرد بد خودسر و بد کنش که خواندند او را همی خود منش
2 به چاپاریش می گذشتی زمان بدین خواجه اش دوستی بد نهان
1 چو از کار مدیه بپرداخت شاه سوی لیدیا راند یکسر سپاه
2 که جنگی کرازوس با دستگاه گذر داده بودی به سرحد سپاه
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به