1 ای کرده غم عشق تو غمخواری دل درد تو شده شفای بیماری دل
2 رویت که بخواب درندیست کسش دیده نشود مگر بیداری دل
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 من می روم و دلم بر تست جان نیز ملازم در تست
2 گرچه نبود دلت بر من ای دلبر من دلم بر تست
1 دلم بسلسله زلف یار در بندست اگر قبول کنی حال من ترا پندست
2 زبند مهرش چون پای دل شود آزاد مرا که باسر زلفش هزار پیوندست
1 تو آن شاهی که سلطانت غلامست زشاهان جز ترا خدمت حرامست
2 تو داری ملک وبر سلطان خراجست توداری حسن وز خورشید نامست
1 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد
2 وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به