1 ای کمر بسته کسب روزی را صبح خیزی دلیل فیروزیست
2 بهرِ خوابِ صباح چشم مبند زانکه این خواب مانع روزیست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آب آن روضه دین افروزد تاب این خرمن ایمان سوزد
2 در سخن نیست به زر کس محتاج سکه زر ز سخن یافت رواج
1 شاه یونان چون سلامان را بدید کو به ابسال و وصالش آرمید
2 عمر رفت و زین خسارت بس نکرد وز ضلالت روی دل واپس نکرد
1 جامی که قوی شکسته حال است وز دست زمانه پایمال است
2 چون فال زنان ناخردمند گرد آورده ست مهره ای چند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به