1 عشقا تو در آتشی نهادی ما را درهای بلا همه گشادی ما را
2 صبرا به تو در گریختم تا چکنی تو نیز به دست هجر دادی ما را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 در ده پسرا می مروق را یاران موافق موفق را
2 زان می که چو آه عاشقان از تف انگشت کند بر آب زورق را
1 ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد دور از ره هجر تو وصالی دگر آمد
2 در دیده خیالی که مرا بد ز رخ تو یکباره همه رفت و خیالی دگر آمد
1 تا نقش خیال دوست با ماست ما را همه عمر خود تماشاست
2 آنجا که جمال دلبر آمد والله که میان خانه صحراست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به