1 ای زورآور که خون ما خورده پریر وی بسته فرو قماط ما با زنجیر
2 امروز تو کاملی و ما رشدپذیر فردا باشد که ما جوانیم و تو پیر
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بهار آمد و رفت ماه سپند نگارا درافکن بر آذر سپند
2 به نوروز هر هفت شد روی باغ بدین روی هر هفت امشاسفند
1 دل من خواهی ای ترک و ندانی که خطاست از چو من عاشق دلباخته جان باید خواست
2 دل من خواهی و پاداش مرا بوسه دهی هرکه زینسان دل من خواهد بدهم که رواست
1 یاد باد آن عهد کم بندی به پای اندر نبود جز می اندر دست و غیر از عشقم اندر سر نبود
2 خوبتر از من جوانی خوش کلام و خوشخرام در میان شاعران شرق، سرتاسر نبود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به